تبلیغات
جهادگران

 
اعلام رسمی شکست خاتمی در پروژه فریب دادن انقلاب
خاتمی انقلاب را به حکومتهای کمونیستی تشبیه کرد! +عکس
برنامه خاتمی برای انتخابات آتی عبور از فیلتر شورای نگهبان با دروغ تاکتیکی "جدایی از کودتاگران" بوده و به حمد الهی تاکنون در اجرای این پروژه احمقانه ناکام بوده است. این در حالی است که اطلاعات موثق خبرنگار صراط نیوز حکایت از عزم جدی شورای نگهبان بر اعلام عدم صلاحیت سیاسی و شرعی خاتمی برای شرکت در هر انتخاباتی قرار گرفته است...
رئیس شورای سیاستگذاری مجمع روحانیون به دیدار خانواده یكی از آشوبگران بازداشتی رفت.

خاتمی در حالی به منزل «بهاره- ه» رفت كه نامبرده به خاطر تخلفات گسترده، از جمله نقش آفرینی در آشوب های سال گذشته، به 9 سال حبس محكوم شده است. خاتمی كه خود به دلیل ملاقات با كسانی چون جورج سوروس و راسموسن دبیركل ناتو(و نخست وزیر هتاك دانمارك) و... از متهمان كودتای مخملی سال گذشته به شمار می رود، در این ملاقات ادعا كرده برخورد انقلابی جمهوری اسلامی با اشرار هوادار آمریکا ، با كشورهای كمونیستی قابل مقایسه است!

به گزارش صراط نیوز وی همچنین با اشاره به بازگرداندن عماد باقی به زندان، از نامبرده و دیگر متهمان جانبداری كرد و گفت: متاسفانه برای فعالیت گروه ها مشكل ایجاد می كنند و معلوم نیست افراد و گروه هایی كه به كار مخفی و غیرعلنی اعتقاد ندارند و خواستار اصلاح وضع موجود هستند چگونه باید فعالیت كنند.

خاتمی توضیح نداد كه مخالفت با فعالیت مخفی و غیرعلنی چه نسبتی می تواند با ملاقات های وی با جرج سوروس و ملك عبدالله(اردیبهشت ماه 88) و... داشته باشد. این در حالی است كه خاتمی در زمان ریاست جمهوری و در پی اقدام خائنانه عماد باقی در سرقت اسناد محرمانه وزارت اطلاعات و سپس انتشار توام با دستكاری و تحریف این اسناد، نسبت به این حركت اعتراض كرده و تصریح كرده بود انتشار اسناد محرمانه اگر سندیت داشته باشد خیانت است چه رسد به این كه واقعیت هم نداشته باشد.

تذبذب خاتمی در تخطئه تندروی افراطیون مدعی اصلاحات طی حوادث سال گذشته و سپس رفتن به خانه یكی از آنان(از اعضای گروهك منحله تحكیم)، یادآور مشی همیشگی وی است چندان كه 16 آذر 1383 در دانشكده فنی دانشگاه تهران اذعان كرده بود «از اردوگاه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد» اما بعدها وی خود تبدیل به صدای دشمن شد و با برخی از همان صداها و سخنگویان دشمن هم آوا شد تا آنجا كه برخی از حامیان وی از خاتمی با عنوان «بندباز ناشی» یاد كردند.

گفتنی است برنامه خاتمی برای انتخابات آتی عبور از فیلتر شورای نگهبان با دروغ تاکتیکی "جدایی از کودتاگران" بوده و به حمد الهی تاکنون در اجرای این پروژه احمقانه ناکام بوده است. این در حالی است که اطلاعات موثق خبرنگار صراط نیوز حکایت از عزم جدی شورای نگهبان بر اعلام عدم صلاحیت سیاسی و شرعی خاتمی برای شرکت در هر انتخاباتی قرار گرفته است.


جزییات حضور چندساعته سكینه محمدی درمنزلش

یکشنبه 21 آذر 1389 09:12 ب.ظ

به دنبال بردن متهم یك پرونده قتل به سر صحنه جنایت برای توضیح ماجرا و تهیه یك مستند تلویزیونی، رسانه های ضدانقلاب مدعی شدند متهم تحت فشار غرب آزاد شده است.
هامون نیوزاین رسانه ها اخیرا با انتشار چند عكس از «سكینه-م» در منزلش ادعا كردند نامبرده آزاد شده و بنابراین فشار رسانه ها و محافل غربی نتیجه داده است. حتی بالاترین به خود تبریك گفت كه بالاخره پس از یك سال تجربه شكست های زنجیره ای، اپوزیسیون توانسته به یك پیروزی برسد و حكم اعدام نامبرده را متوقف كند!
این محافل البته توضیح نداده بودند این جنایتكار كه به همسر و خانواده خود خیانت كرده و ضمن برقراری روابط نامشروع، همسر خود را طی جنایتی فجیع به قتل رسانده چه نسبتی با اپوزیسیون سیاسی و فتنه سبز دارد. اما فارغ از علت این همسویی، خبرها حاكی از آن است كه حضور چند ساعته «سكینه-م» در منزلش صرفا برای تهیه یك مستند تلویزیونی بوده است.
پرس تی وی گزارش داد: برخلاف هیاهوی تبلیغاتی رسانه های غربی مبنی بر این كه «سكینه-م» آزاد شده است، گروهی از تولیدكنندگان شبكه پرس تی وی با هماهنگی مقامات قضایی ایران به خانه وی رفته بودند تا گفته های وی را درباره صحنه جنایت و جزئیات قتل به تصویر كشند.
برنامه سازان شبكه پرس تی وی با افراد مختلف كه به نوعی با این پرونده مرتبط بوده اند، گفت وگو كرده و قصد داشتند در برنامه «ایران تودی» به شرح موضوعات اصلی و حاشیه ای بازگفته های قتل بپردازند.
سجاد اصغرزاده، پسر سكینه -م و وكیلش هوتن كیان از جمله افرادی هستند كه با تولیدكنندگان پرس تی وی در برنامه «ایران تودی» همراهی كرده اند.
روز پنج شنبه (18 آذر) برخی از رسانه های غربی مدعی شدند كه سكینه آشتیانی از زندان آزاد شده است. «سكینه-م» با همدستی «عیسی-ط» در قتل ابراهیم اصغرزاده، (همسرش) شركت داشته و به اعدام محكوم شده است.
یادآور می شود سایت ضدانقلابی خودنویس با اشاره به هیاهوی اخیر رسانه های ضدانقلاب بر سر پرونده «سكینه-م» تصریح كرده: پیروز واقعی پرونده جمهوری اسلامی است كه توانسته این ماجرا را تبدیل به مسئله اصلی اپوزیسیون كند و از بقیه مسائل منحرف نماید(!)
برخلاف این ادعا حقیقت ماجرا این است كه جریان های ضدانقلاب پس از ناكامی از درگیری جدی و موثر با جمهوری اسلامی، تلاش كردند به كمك برخی سیاسیون مبتذل اروپایی- نظیر ساركوزی و همسر وی و نیز برلوسكونی و برخی اعضای بدنام كابینه وی- به برجسته كردن پرونده «سكینه-م» پرداخته و بدین ترتیب ماجرای شكست پروژه آشوب و كودتای مخملی را بپوشانند.

کیهان


حرمت‌شكنی عاشورا

یکشنبه 21 آذر 1389 09:07 ب.ظ

 

 جنایت روز عاشورای 88 قلب مسلمانان را جریحه‌دار كرد

 عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفت: در عاشورای سال گذشته اقداماتی صورت گرفت كه قلب عزادارن امام حسین «علیه‌السلام» را نه فقط شیعیان بلكه بسیاری از مسلمانان را جریحه‌دار، نگران و غصه‌دار كرد.


حجت‌الاسلام موسی غضنفرآبادی، نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی با اشاره به حرمت‌شكنی روز عاشورا در فتنه سال 88، اظهارداشت: حرمت‌شكنان عاشورا تحت پوشش جریانی كه مسائل مربوط به انتخابات را به وجود آورده و بر ضد نظام، انقلاب و ارزش‌ها حرف زدند، این اقدامات زننده را انجام دادند.

وی با تأكید بر اینكه فتنه‌گران در سال گذشته قانون اساسی،‌ ولایت و سخنان حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری را نادیده گرفتند،‌ تصریح‌كرد: متأسفانه در این راستا پوششی ایجاد شد كه تحت لوای آن متأسفانه اقداماتی صورت گرفت كه قلب عزادارن امام حسین «علیه‌السلام» را نه فقط شیعیان بلكه بسیاری از مسلمانان را جریحه‌دار، نگران و غصه‌دار كرد.

عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأكید بر اینكه دشمن از هر فرصتی كه به دست می‌آورد، سوءاستفاده می‌كند، اضافه‌كرد: جریان‌های خارجی در به وجود آوردن حوادث فتنه سال گذشته نقش پررنگی داشته و جریان‌های داخلی را با جریان‌های خارجی پیوند دادند.

وی بر همین اساس به افرادی اشاره كرد كه با اسلام و انقلاب عناد داشتند و تحت پوشش به اصطلاح اعتراض به انتخابات و دروغ‌هایی كه خود در رابطه با مسائل انتخابات به وجود آورده بودند، جنایت روز عاشورا ایجاد كردند.

حجت‌الاسلام غضنفرآبادی در عین حال عاشورای 88 را به عنوان روزی دانست كه در تاریخ ملت ایران به عنوان یك حادثه تلخ و البته عبرت‌آموز باقی خواهد ماند، خاطر‌نشان‌كرد: ملت ایران در نهم دی‌ماه مشت محكمی را بر دهان همه كسانی كوبید كه چشم طمع به انقلاب اسلامی ایران داشتند.
انتهای پیام/



میرحسین موسوی به امام هم حمله كرد

یکشنبه 21 آذر 1389 09:04 ب.ظ

موسوی در بخشی از یادداشت اخیر خود که بمناسبت ایام محرم نوشته شده، با اشاره به موضوع پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی، نوشته است: همین مردم رنج‌دیده اما پایدار، نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی می‌دانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمی‌کاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر می‌کند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند...

امام در پیام سال 67 خود به حجاج، به صراحت از پذیرش قطعنامه با عنوان "نوشیدن جام زهر" یاد کرده اند.

بنیانگذار جمهوری اسلامی همچنین در منشور روحانیت خاطرنشان کرده‌اند: «ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده‌ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند.»


ما نیز پیشاپیش به فتنه گران تبریک گفته و مژده می دهیم که این طرح بکرشان نه تنها هیچ هزینه ای ندارد بلکه عاملین به این طرح از غذای نذری سفره سیدالشهدا نیز بهره مند خواهند شد.

به گزارش کلمه ( اینبار استثنائا طنز بخوانید)، یکی از سایتهای فتنه که از بیانیه های بی خاصیت و پیاپی سران زن ذلیل فتنه و پشت کردن مردم به آنان خسته شده است در طرحی عجیب و به نوبه خود شاهکار از طرفدارانشان در خواست نموده است  تا در روز عاشورا لباس سیاه بپوشند و با انداختن شال سبز به گردنشان، بدون هیچ شعاری یا هزینه ای در هیئات و مراسمات مذهبی حاضر شوند!


این سایت که طرح ابداعی خویش را کم هزینه ترین روش مخالفت با نظام دانسته است، چنین استدلال کرده که در این روز طرفداران نظام نمی توانند به خاطر بستن شال سبز و لباس سیاه به كسی گیر دهند چون روز عاشوراست و بسیاری از عاشقان امام حسین(ع) شال سبز می اندازند.

به هر حال از اینکه این مطرودین فتنه گر کمی سرعقل آمده و امسال دیگر همچون سال گذشته قصد آتش زدن پرچمهای عزای امام حسین(ع) و هتک حرمت مقدسات را بدلیل رسواییهای مکرر و از دست دادن جایگاه مردمیشان ندارند، جای شکر دارد امّا اینکه این طرح شاهکار از کدام مغز متفکر جنبش فتنه فوران کرده است و چند سال فکر و تلاش برده، خود جای محاسبات پیچیده دارد!

البته ما نیز پیشاپیش به فتنه گران تبریک گفته و مژده می دهیم که این طرح بکرشان  نه تنها هیچ هزینه ای ندارد بلکه عاملین به این طرح از غذای نذری سفره سیدالشهدا نیز بهره مند خواهند شد. امّا فقط این طرح یک اشکال کوچک دارد و آن اینکه.... خودتی!

این طرح  مثل این می ماند که بگوییم روحانیون مخالف نظام ، عمامه به سر بگذارند و در خیابان حاضر شوند! خب قطعا عقلا تایید می کنند که عمامه بخشی از لباس روحانیت است و همه روحانیون ( البته به جز آقای کروبی که معمولا در اجتماعات مردمی عمامه به دست دیده شده است، سایرین ) در ملا عام عمامه را روی سرشان می گذارند و قطعا در حالت طبیعی کسی عمامه را به دست نمی گیرند پس تبریک به دشمنان نظام که چه بسیار بیشمارند!

حال همانطور که خود این طراح جنبش فتنه اعتراف کرده با وجود خیل عظیم عزادارنی که طبق سنوات گذشته در روز عاشورا با لباس سیاه و شال مقدس سبز علوی حاضر می شوند و سادات و برخی از عزداران هیئات مذهبی نیز طبق رسوم گذشته با شال یک دست سبز به عزاداری می پردازند، البته سایرین نیز که لباس سیاه می پوشند و شال سبز ندارند. نوجوانان فتنه گر با فتوشاپ زحمتش را خواهند کشید لذا جای هیچ نگرانی نمی باشد و از هم اکنون ملت به طرح نوین جنبش فتنه تبریک می گوید و فتنه گران آمار معترضین روز عاشورای امسال را نزدیک به هفتاد میلیون اعلام بفرمایند و بی بی سی هم تحلیلهایش را آماده کند تا آنروز به زحمت نیفتد و موسوی و کروبی هم سفارش بیانیه شانصدم خود را برای تشکر و قدردانی از مردان خداجو به دوستان خارج نشین بدهند که مردان خداجو بسیار احساساتی و زود رنجند.

گفتنی است ازجنبشی که پدر معنویشان شیخ یوسف صانعی و رهبران سیاسی شان کروبی و موسوی باشد، اینچنین نبوغهای به وفور زائیده  خواهد شد و اگر دولت اصلاحات علی رغم میل مردم در آن ایام به درخواست بیگانگان لبیک گفت و درب سایتهای هسته ای و تحقیقاتی را تخته کرد چون به ظهور چنین نوابغی از دامن خود یقیین داشته است که اینگونه طرحها خود کار بمب اتم را می کند!


كمونیست ها توبه نمی كنند!

یکشنبه 21 آذر 1389 08:58 ب.ظ

 
در دوره های فامیلی كه آخر هر ماه برگزار می شود،حظور همیشگی دارد. همسرش كمونیست بوده (شما بخوانید هست!). از آنهایی بوده كه ظاهراً توبه كرده اند. به شدت تحت تأثیر همسرش است.به نظر من خودش هم كمونیست است! در مهمانی ها همیشه بحث های غیرعادی می كند. از هر آب گل آلودی ماهی می گیرد. كافیست یكی ناخودآگاه كلمه ای كه به مذهب و دین مربوط است بر زبان بیاورد، آنگاه است كه ایشان سریعاً با جملاتی ساده، مخالفت خود را اعلام می كنند. یكبار كه حرف از مَحرم و نامحرم شد، ایشان حرف جالبی زد. گفت: "من نمیدانم موی سر من با موی بدن حیوان چه فرقی دارد، كه من باید موی سرم را بپوشانم؟" یا همین اواخر بعد از عید غدیر، می گفت: "مگر ما همه از نسل آدم و حوا نیستیم؟ پس چطور شد كه این وسط یك عده جدا شدند و «سید» نام گرفتند؟ من با عقل خودم این موضوع را قبول نمی كنم."

* هیچ گاه سعی نمی كند بحثی اساسی را آغاز كند و دست آخر به نتیجه برسد.زیرا او نتیجه گفتارش را در آینده خواهد دید! وظیفه او تلنگر زدن به افكار عده ایست كه پایه دین و مذهبشان سست است، آنهایی كه برای افكارشان به دنبال دلیل نگشته و فلسفه عقاید مذهبیشان را نمی دانند. او انتظاری هم ندارد كه همان لحظه یكی با سخنش موافقت یا مخالفت كند و اگر مخالفی هم داشته باشد ترسی ندارد!

او می نشیند، تا تو در تنهایی خود، وقتی كه سختی ها آسوده ات نمی گذارند، وقتی كه فكرت پیش گناه است، آنگاه كه مستعد پذیرفتن فكری نو و عاری از قید و بند هستی، ناگهان به فكر حرف او بیافتی. با خودت بگویی راست می گوید. بعد بنشینی با عقل مغلول در توهمات و دین نیم بندت سخنانش را بررسی كنی، این وسط شیطان هم به تو امداد غیبی می رساند ... و ناگهان نفس اماره ات فریاد می زند: "یافتم،یافتم ...! راه رهایی از دین را یافتم!" و اوی كمونیست، بی دین و فرصت شناس(!!!) به هدفش برسد، همین! به همین راحتی او در یك مهمانی ساده، بدون اینكه دست سیاه و صدای كلفتش او را لو بدهند، شكارش را روی هوا زده است!

* كمونیست ها و منافقین هیچگاه توبه نمی كنند. هیچگاه از افكار و مهم تر از آن از اهدافشان دست نمی كشند. مطمئنم كه تا روز مرگ، افكار مسمومشان را در فضای بسته ذهن جوانان پخش می كنند. از عقلی سخن می گویند كه شنوندگان فكر می كنند در لابلای دین بازی هایشان گمش كرده و با سخنان آن منجی منافق(!) پیدایش كرده اند. بی خبر از آنكه همان سجده های نیمه شب و همان زیارت عاشورای بعد از نماز مغرب است كه آخر عقلانیت است، نه این افكار پوچ كه اینها تحویلش داده اند. اشكال بعضی از ما این است كه تنها دین را با دل قبول كرده و راه را بر عقل بسته ایم. همین می شود كه یكی مثل اوی كذا، همین را می كند راه نفوذ در فكرمان، دینمان و عقایدمان!



 

شهادت جانسوز و مظلومانه سیدالشهدا علیه‌السلام و یاران باوفایش در صحرای کربلا تا اندازه‌ای دلسوز و جان گداز است که دامنه تاثیرگذاری آن از محدوده شیعیان و مسلمانان بیرون رفته است و حتی پیروان سایر ادیان و مذاهب الهی نیز در سوگ حسین‌علیه‌السلام می‌گریند و عزاداری می‌کنند.

 

ارامنه‌ی ساکن ایران هم هر سال در این مراسم شرکت می‌کنند و صدها عزادار اقلیت‌هاى مذهبى مسیحى و زرتشتى، زیر چادر هیأت ثارالله گرد هم می‌آیند و در عزادارى سالار شهیدان به سینه‌زنى می‌پردازند.

در کشور تایلند هم بوداییان مقیم این کشور، در ایام محرم مراسم "حوساخوانی" به معنای "حسین خوانی" برگزار می‌کنند و در رثای آزادمردی به نام حسین (ع) اشک می‌ریزند.

دانشجویان ‌مسیحی‌ ایالت میشیگان آمریکا در مراسم عزاداری اباعبدالله (ع)

 

 

به همین دلیل است مردم معتقدند عزای پسر فاطمه (س)، گریه در سوگ آزاده‌ترین فرد جهان است و تنها دیکتاتورها هستند که تاب تماشای عزاداری برای حسین (ع) را ندارند.

اما سال گذشته و در عاشورای 88، حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی که از سوی این افراد به عنوان "مردان خداجو" معرفی شدند، در راستای "اسلام رحمانی" که قرار بود آقای موسوی مروج آن باشد، دست به اقداماتی زدند که حتی بودائیان را هم شرمنده کردند.

حمله به دسته‌جات عزاداری و آتش زدن خیمه سالار شهیدان از جمله اقداماتی بود که توسط این افراد صورت گرفت؛ آن هم با موسیقی هلهله و کف و سوت.

مردان خداجوی آقای موسوی اینگونه به استقبال عزای سیدالشهدا (ع) رفتند

 

 




منافقی به نام موسوی

یکشنبه 21 آذر 1389 08:44 ب.ظ

 

إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلًا(سوره النساء- 142)

منافقان با خدا نیرنگ مى‏كنند و حال آنكه او با آنان نیرنگ خواهد كرد و چون به نماز ایستند با كسالت برخیزند ، با مردم ریا مى‏كنند و خدا را جز اندكى[آن هم برای بهره برداری ]یاد نمى‏كنند .

alt

تاریخ اسلام آمیخته است با سرگذشت منافقانی که با ظاهر سازی مردم را می فریفتند و خود را دیندار معرفی می کردند و در عمل بزرگ ترین ضربات بر پیکر اسلام از جانب همین افراد بود. امثال معاویه و عمروعاص و مامون در تاریخ کم نیستند .منافقانی که دم از اسلام می زدند ، برای اقداماتشان ظاهرا دلیل اسلامی می آوردند ، آیه قرآن می خواندند و مردم رامی فریفتند.منافقان دیروز و امروز اگرچه در ظاهر متفاوتند ، اما نوع عملکرد هر دو یکسان است.

امروز میرحسین موسوی این خائن به اسلام و ایران اسلامی هم  در بیانیه های خود آیات قرآن را می نویسد و نام مقدس امام حسین را با دست و قلم آلوده اش می نگارد . برای اینکه خود را متدین و شیعه اهل بیت معرفی کند. در حالی دم از 22 خرداد می زنند که گویی رای 24 میلیونی مردم به دولت را ندیدند. چنان دم از تجمعات محقر خود می زنند که گویا چشم خود را برحماسه عظیم 9 دی و 22 بهمن بسته اند. چنان از مزدوران و منافقانی که روز عاشورا به جان مردم عزادار افتادند ، دم می زنند که گویی حتی تصاویری که از سایت ها و شبکه های طرفدار فتنه منتشر شد را ندیدند.چنان دم از صداقت می زنند که گویی بیانیه هایی که پر از دروغ است را خود نمی نویسند . چه دروغی از این بزرگ تر که موسوی در بیانیه آخر خود حتی شمارش آراء که توسط خود مردم انجام گرفت را هم منکر شده است.

اما مردم دروغ و دغل موسوی وامثال او را به خوبی می شناسند. آری ، سوء استفاده موسوی از آیات قرآن هم نمی تواند چهره نفاق او را پنهان کند. موسوی و کبروبی و فتنه گران لندن نشین همگی مشمول آیه شریفه ای که در بالا ذکر شد هستند. بسیار نقشه می کشند و نیرنگ می رنند اما خداوند مکرشان را به خودشان باز می گرداند و روز به روز رسوا تر می شوند.



میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس که رسانه های خارجی معاند از او بعنوان فردی انقلابی، دو آتیشه در دهه هفتاد و هشتاد میلادی رسانه از او بعنوان فردی که در سکوت بسر برده و دارای نقطه نظرات نو و شنیدنی است و شخصی اصولگرا و انقلابی معرفی می کردند، اکنون به این نتیجه رسیده اند که از آتش میرحسین موسوی آبی برای آن ها گرم نخواهد شد و از وی قطع امید کرده اند.

در برنامه موسوم به "پارازیت" با نمایش بخشی از پیام ویدئویی میرحسین موسوی که به مناسبت 16 آذرماه امسال انتشار داده باعث گردید که بعنوان مضحکه مجری برنامه او را به تمسخر گرفته و وضعیت و حال و روز کنونی او را مورد مضحکه قرار بدهند.

این برنامه با پخش بخشهایی از سخنان امام خمینی در هنگام ورود به ایران در بهشت زهرا که اعلام کرده بودنند "من توی دهن این دولت می زنم" و همچنین بخشهایی از سخنان مارتین لوترکینگ فعال جامعه مدنی امریکا که با صلابت و استواری خواهان کسب حقوق مساوی بین سیاهان و سفیدپوستان امریکایی بوده و همچنین بخشهایی از سخنرانی آتشین "ارنستو چه گوارا" مبارز آزادیبخش امریکای لاتین در جنگ بین امریکا و کوبا خواهان ادامه جنبش مسلحانه مبارزان امریکایی لاتین بوده اند، به مقایسه سخنرانی این افراد با پیام میر حسین موسوی، پرداخت.

مجری برنامه پارازیت با نشان دادن چندین باره سخنان میرحسین موسوی و سوال از بینندگان که آیا صدای او را کسی می تواند بشنود و ایا او اساسا با این لحن صحبت منفعلانه می تواند فردی انقلابی باشد و نظام جمهوری اسلامی ایران را با چالش مواجهه نماید، وضعیتی اسفبار برای آنها و همراهان آنها ترسیم کرد.

گفتنی است، این نخستین بار نیست که خارج نشینان و رسانه های معاند نظام به انتقاد و تمسخر موسوی و کروبی می پردازند چرا که بارها همین انتقادها و تمسخرهایی که از سوی این افراد صورت گرفته باعث جنجال و دعوا میان حامیان فرقه سبز شده است.


تودهنی 20 سال پیش امام خمینی(ره) به موسوی

یکشنبه 21 آذر 1389 08:38 ب.ظ

 

یكی از عناصر زمینه ساز فتنه 88، ضمن دفاع مجدد از حرمت شكنان عاشورای سال گذشته، مدعی خطای حضرت امام در دفاع مقدس شد!

میرحسین موسوی كه عناصر بهایی هتاك و منافقین دستگیر شده در حرمت شكنی عاشورای سال گذشته را مردان خداجو خوانده بود، در مقاله ای به بهانه محرم مدعی شد حرمت شكنان، عزاداران معترض بودند و سینه شان مالامال از عشق بود و حسین حسین می گفتند.
وی كه بارها به خاطر خیانت به كشور و ملت مورد پشتیبانی سران آمریكا و رژیم صهیونیستی و انگلیس قرار گرفته، برای نهضت عاشورا قلمفرسایی كرده و سپس در حالی كه به نقش حضرت امام در دفاع مقدس می پرداخت نوشت: كیست كه از یاد ببرد همه جای ایران میدان حماسه بود و كیست كه از یاد ببرد در زمانی كه به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنج دیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی كه به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قد علم كردند و بدین گونه نشان دادند كه تصمیم برای ترك جنگ، نه از روی بزدلی و بی اعتقادی، كه از سر درایت و آینده بینی است. نشان دادند كه خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی می دانند و اعتراف به خطا]؟![ نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمی كاهد، كه محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر می كند.
این مهره جریان سبز اموی همچنین در ادامه و با روش نخ نمای فرار به جلو مدعی شد: اقتدارگرایان هنگامی كه از شیوه معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رای گیری طرفی نبستند چاره را در كودتای انتخاباتی دیدند. شمارش آرا را كنار نهادند، پیروزی شان را اعلام و ابلاغ كردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهره های فعال پرداختند.
موسوی همچنین مدعی شد: برماست كه در این دوران بحران زده كاری زینبی بكنیم.
ادعای اخیر موسوی درباره خطای امام در جنگ، رونویسی از ادعای گروهك هایی نظیر نهضت آزادی و سایر گروهك های نفاق است كه در زمان دفاع مقدس با استخبارات صدام همكاری می كردند و تلاش داشتند دل مردم را در مقابله با متجاوزان و مستكبران خالی كنند و پس از آن هم مدعی شدند ادامه جنگ از سوی حضرت امام(ره) خطا بود. گزافه گویی اخیر موسوی در حالی است كه حضرت امام به اعتبار انتشار برخی تحلیل های غلط از سوی كسانی نظیر منتظری و... اعلام كردند كه «ما در جنگ حتی برای یك لحظه هم نادم و پشیمان نیستیم» و صراحتا به خاطر انتشار برخی تحلیل ها از این دست، از مردم به ویژه خانواده شهدا عذرخواهی كردند. مردادماه امسال نیز هاشمی رفسنجانی و رفیقدوست فاش كردند موسوی در دفاع مقدس كارشكنی می كرد.
این عنصر لجوج كه به خاطر جاه طلبی هایش آلت دست سرویس های جاسوسی غرب قرار گرفت، اگرچه سعی كرده خود را مخالف گروهك منافقین نشان دهد كه پس از پذیرش قطعنامه 598 به ایران هجوم آوردند، اما اشاره ای به این حقیقت نمی كند كه گروهك تروریستی منافقین یكی از سازمان دهندگان آشوب و حرمت شكنی عاشورای سال گذشته بود، به نحوی كه علنا برای آشوب و حرمت شكنی بیانیه صادر كرده و به نیروهای خود فراخوان داده بود. مرور هویت برخی عناصر دستگیر شده نشان می دهد كه آنها از مرتبطین گروهك منافقین و همچنین گروهك استعمارساخته بهائیت بودند. البته امسال هم منافقین و سایر گروهك ها خواستار تكرار حرمت شكنی سال گذشته شده اند. با این اوصاف میرحسین موسوی طی یك سال گذشته توضیح نداده كه چگونه «مردان خداجو و عزاداران معترض» مورد نظر وی، وابستگان به گروهك ها بوده اند و چگونه جرئت یافته اند به پرچم ها و تكیه های عزاداری آتش بزنند و به عزاداران حمله كنند؟ آنها چگونه عزادارانی بودند كه با تحریك صدای آمریكا و بی بی سی و صدای اسرائیل و سایت صهیونیستی بالاترین و... آتش افروزی و آشوب برپا كردند و بلافاصله هم از سوی رژیم های استكباری و رسانه های آنها مورد تمجید قرار گرفتند. یعنی اوباش آشوبگر و وابستگان گروهك ها، می توانند هم حسینی باشند و هم پروژه یزیدیان روزگار را اجرا كنند؟
درباره تقلب و كودتای انتخاباتی و كنارگذاشتن شمارش آرا هم، تنها ماندن فتنه گرانی چون موسوی و كروبی با گروهك های نفاق در عاشورای سال 88 به اندازه كافی نشان می دهد كه چه كسی دنبال كودتا بودند. همچنین باید گفت بیش از 18ماه از انجام كودتای مخملین فتنه گران نگذشته كه همین عنصر جاه طلب مجبور شد برای راه انداختن آن كودتا از بازشماری تصادفی 10درصد آرا شانه خالی كند در حالی كه یك ساعت پس از اخذ آرا به خبرنگاران خارجی گفته بود براساس آرای ریخته شده در صندوق ها قطعا من پیروز هستم!
شایان ذكر است مقاله منافقانه موسوی بازتاب های جالب توجهی در محافل ضدانقلاب داشت به نحوی كه سایت ضدانقلابی بالاترین نوشت: مهندس موسوی گرامی، میرحسین عزیز! چرا ما باید هنوز هم از افسانه ها و اسطوره های مذهبی الگو بگیریم؟ من می خواهم الگوی من ایرانی و كسی مثل تو باشد. وقتی شما به دیگران توصیه می كنید كه بمانند و كار زینبی بكنند تكلیف آنها كه نه به اسلام، نه به شیعه، نه به زینب و نه به حسین اعتقاد ندارند، چیست. چرا با این تعابیر كه برای بسیاری از سبزها خوشایند و دلنشین نیست دایره طرفداران و دوستان خود را كوچك می كنید؟ ما خسته شدیم از این آویزانی به فرهنگ و زبان عربی(!)


افشای ماهیت فتنه در عاشورای 88

یکشنبه 21 آذر 1389 08:32 ب.ظ

 
در میان حوادث پس از انتخابات، هیچ روزی به اندازه روز عاشورا و اتفاقاتی كه جریان فتنه در آن به وجود آورد، در شناسایی ماهیت آن مؤثر نیفتاد.
كتاب شورش اشرافیت بر جمهوریت :
در میان حوادث پس از انتخابات، هیچ روزی به اندازه روز عاشورا و اتفاقاتی كه جریان فتنه در آن به وجود آورد، در شناسایی ماهیت آن مؤثر نیفتاد.

گرچه از اقدامات 16 آذر به آن سو تظاهرات و اعتراضاتی علیه آن جریان در سراسر كشور و به ویژه قم به وقوع پیوست، اما تا روز عاشورا و حوادث آن روز این جریان تا این اندازه ماهیت خود را آشكار نساخته بود.

در روز عاشورا با اهانت‌هایی كه به یكی از مهم‌‌ترین نمادهای مذهب شیعه صورت گرفت و این روز مقدس با بی‌احترامی گروهی از افراد وابسته به جبهه تجدیدنظرطلب مواجه شد، درونیات ناگفته و واقعی كسانی كه ماه‌‌ها به آشوب دست زدند روشن‌تر شد.

مشكل این جبهه آن بود كه تقلید ناشیانه و به قول رهبری "كاریكاتوری " از تحولات انقلاب اسلامی سال 57 را در دستور كار خود قرار داده بود. اگر در انقلاب اسلامی مناسبت‌های مذهبی برای ایجاد انقلاب فرصت‌سازی می‌كرد، از این جهت بود كه رهبر انقلاب، فعالان انقلابی و عموم مردم انقلابی به باورهای مذهبی و دینی ایمان قلبی داشتند و از سر تظاهر و صحنه‌آرایی نبود.

جان‌مایه انقلاب اسلامی در همان ایدئولوژی دینی بود. لذا مكان‌های مقدس مذهبی نظیر مساجد مركز تجمع نیروهای انقلابی بود و مناسبت‌های مذهبی نیز فرصت‌های تاریخی و نقطه عطفی برای حركت به سوی انقلاب محسوب می‌شد. اما در شرایطی كه ایدئولوژی مبارزاتی تجدیدنظرطلبانه و سكولاریستی است، رهبران آن به تعارض‌های متعدد دچارند و نیروهای خیابانی به ارزش‌های دیگری می‌اندیشند، استفاده از نمادهای مذهبی و مناسبت‌های مذهبی چیزی جز تظاهر و ریا نخواهد بود.

در چنین وضعیتی آنها حتی به این فكر نكرده بودند كه ممكن است این جمعیت به رفتارهایی دست بزند كه حتی نتیجه معكوس ببخشد.

به عبارت دیگر، وقتی قرار باشد نیروهای سكولار با تقلیدهای كاریكاتوری و ناشیانه از انقلاب اسلامی از مناسبت‌های مذهبی برای مقابله با نظام اسلامی بهره ببرد نتیجه چیزی جز وقایع روز عاشورای 1388 نخواهد بود.

با وجود این، موسوی با نادیده گرفتن شعور جامعه‌ای كه خود به طور مستقیم و غیرمستقیم آن حوادث را مشاهده كرده بود تلاش می‌كند دوباره واقعیت را پنهان كند و تحریف سازد. وی در بیانیه شماره 17 خود آشوب‌آفرینان روز عاشورای 88 را "مردمی خداجو " خطاب می‌كند و می‌نویسد: "همواره به اینجانب و دوستان گفته می‌شد كه اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابان‌ها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت... برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواست‌های فراوان، نه جناب حجت‌الاسلام والمسلمین كروبی اطلاعیه دادند و نه حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی اطلاعیه صادر كردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یك بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند كه شبكه‌‌های وسیع اجتماعی و مدنی كه در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خودجوش شكل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی‌مانند. "

البته در این بیانیه كه دو روز پس از قیام تاریخی 9 دی صادر شد تفاوت‌هایی با بیانیه‌های گذشته موسوی مشاهده می‌شود. اول،‌ تغییر مخاطب بیانیه؛ این بار موسوی به جای خطاب قرار دادن حامیان و كسانی كه او را همراهی كرده‌اند، بیشتر نظام سیاسی را مخاطب خود قرار می‌دهد.


تازه ترین اظهارات غرب پسند کروبی

یکشنبه 21 آذر 1389 08:29 ب.ظ

 


تازه ترین اظهارات غرب پسند کروبی

سران فتنه کاملا در راستای اهداف غرب در پروژه تحریم ایران حرکت می کنند.

شنیده شده ، نشست اخیر 1+5 و موفقیت هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی در این اجلاس که به اعتراف رسانه های استکبار نشان از دست پر وداشتن برنامه وبرگ برنده جمهوری اسلامی بوده است ، در داخل کشور و نزد برخی از سران فتنه ، مطلوب نیافتاده و در هماهنگی کامل با غرب به قلب مسائل و وارو نمایی روی آورده اند .
به گزارش کلمه نیوز نفر پنجم انتخابات در راستای سیاست کلی جریان فتنه مبنی بر افزایش تحریمهای غرب علیه ایران در موضع گیری غیر منطقی گفت : "اینها خواری را به حساب پیروزی می گذارند،از وحشت واستیصال به پای میز مذاکره می روند و به هر خواری وذلت تن در می دهند تا خرابکاریهای رئیس دولت کودتا را جبران نمایند ، آنوقت در بوق وکرنا می کنند که پیروز شدیم ،حالا این چه پیروزی بوده است که به چشم ما نیامده است خودش معمای جداگانه ای است ، آنچه اینها دیده اند ماهم دیده ایم وهرچه اینها شنیده اند ما هم شنیده ایم ، ولی اینها پیروزی دیده اند ، اما ما ندیدیم !"
وی ادامه داد "اگر از ما بپرسید نشست با 1+5 شکست برای ایران بود نه پیروزی  ، خیلی مشخص بود که آنها دارند این ماجرا جویان را در پیش چشم میلیونها ناظر محاکمه می کنند که چرا دنیا را به خطر می اندازید ، این 5 کشور به نیابت از تمام دنیا در مقابل اینهانشسته اند ومی گویند آقایان راهتان باطل است دنیا را به خطر نیندازید" .
گفتنی است استراتژی جدید غرب پس از مذاکرات ژنو وارونه نشان دادن مذاکرات ژنو از سویی و شروع دور جدید تحریمها علیه ایران از سوی دیگر است . درهمین راستا عوامل داخلی این جریان نیز همسو با حرکت جدید غرب به صورت کاملا واضح و مشخص همسویی خود را با آنان با اظهار نظرهایی اینچنینی نشان می دهند و عملا با هماهنگی کامل با غرب در راستای اهداف آنان حرکت می کنند.
 


جزییات دیگری از همکاری "بنیامین"

شنبه 20 آذر 1389 04:45 ب.ظ

بنیامین بخش دیگری از ماموریت‌های محوله به خود از سوی گروهك نفاق را فاش ساخته است.
بنیامین كه نقش موثری در التهاب آفرینی پس از انتخابات 88 برعهده داشته، پس از رسمیت یافتن همكاری خود با گروهك نفاق از سوی این گروهك ماموریت یافته تا با هدف مشوش جلوه دادن فضای كشور فیلم‌ها و تصاویری جعلی را در فضای اینترنت منتشر سازد.

وی از سوی گروهك نفاق موظف شده تا با حضور در برخی از مكان‌های پررفت‌وآمد و تصویربرداری از این‌ مكان‌ها با انجام افكت‌های تصویری در قالب فتوشاپ و .... این تصاویر را برای نمایش در سیما و سایت‌های وابسته به گروهك نفاق در اختیار وحید صالحی رابط گروهك نفاق در خارج كشور قرار دهد.

بنیامین همچنین از سوی وحید صالحی موظف شده بود تا با حضور در جمع فریب‌خوردگان پس از انتخابات با وعده و وعید نیروهای جدیدی را جذب و به وی معرفی كند.

كنترل و هدایت فكری خانواده‌های كشته شدگان حوادث فتنه 88، ارسال شماره تلفن‌های خانواده های مذكور به وحید صالحی و تحریك آنان به واكنش علیه نظام اسلامی از دیگر ماموریت‌های ویژه بنیامین بوده است.

وحید صالحی در تماس‌های مكرر تلفنی و نامه‌نگاری‌های الكترونیكی از بنیامین خواسته بود تا با شناسایی افرادی مانند خود سریعا نسبت به تشكیل شبكه‌ای پنهان برای جمع‌آوری اطلاعات و به كارگیری آنان برای اجرای عملیات‌های میدانی التهاب‌آفرینی اقدام كند.

بنیامین با برقراری ارتباط با برخی از افراد از آنان برای توزیع تصاویری از سران گروهك نفاق در برخی معابر پر رفت وآمد استفاده كرده و با تصویربرداری از آنان و انجام افكت‌های رایانه‌ای خوراك تبلیغاتی سیمای گروهك


آزادی سکینه آشتیانی تکذیب شد

شنبه 20 آذر 1389 04:42 ب.ظ

شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان دولت ایران گزارش های منتشر شده مبنی بر آزادی سکینه محمدی آشتیانی زن ایرانی محکوم به سنگسار را تکذیب کرده است.



بی بی سی نوشت: سایت پرس تی وی اعلام کرده یک تیم تلویزیونی همراه با خانم آشتیانی به منزل او رفته تا وی "جزئیات قتل شوهرش را در صحنه جنایت" بگوید.

پرس تی وی پیش تر تصاویری از خانم آشتیانی و فرزند او سجاد قادرزاده را در منزل خود در شهر اسکو منتشر کرده بود.

در خبر اولیه پرس تی وی صریحا اشاره ای به آزاد شدن خانم آشتیانی نشده و فقط گفته شده بود که قرار است نیمه شب جمعه به وقت محلی (۸ و ۳۰ دقیقه شب به وقت گرینویچ) برنامه ای درباره خانم آشتیانی پخش شود.

در همین حال کمیته بین المللی ضد سنگسار که در آلمان مستقر است، به خبرگزاری ها گفته بود "منابعی از ایران" خبر داده اند که آنها آزاد شده اند.

بدنبال این تصاویر و گزارش ها، بسیاری از رسانه های خارجی اعلام کردند که خانم آشتیانی آزاد شده است.

اما پرس تی وی رسانه های غربی را متهم کرده که با جنجال تبلیغاتی و انتشار اخباری مبنی بر آزادی خانم آشتیانی، بدنبال بهره برداری های سیاسی و تضعیف جمهوری اسلامی است.

برخی رسانه های خبری انگلیسی زبان گزارش کردند هوتن کیان، وکیل خانم آشتیانی و دو روزنامه نگار آلمانی که در ارتباط با این پرونده بازداشت شده بوده اند، نیز آزاد شده اند.

اما پرس تی وی اعلام کرده که پسر خانم آشتیانی و وکیل او در بین کسانی هستند که "با تیم تولید (این برنامه ویژه تلویزیونی) صحبت کرده اند."


حفظ حرمت اصحاب فتنه!

شنبه 20 آذر 1389 04:38 ب.ظ

 
حفظ حرمت اصحاب فتنه!

با نزدیک شدن عاشورا، سالگرد حماسه دینی و غیرت حسینی ملت ایران در نهم دی 1388 بازخوانی می‌شود. قطعاً نهم دی روز خرسندی پیامبر اکرم(ص) و دختر بزرگوار او که مظهر رضای خداست از مردم حسینی ایران ماست.
  با نزدیک شدن عاشورا، سالگرد حماسه دینی و غیرت حسینی ملت ایران در نهم دی 1388 بازخوانی می‌شود. قطعاً نهم دی روز خرسندی پیامبر اکرم(ص) و دختر بزرگوار او که مظهر رضای خداست از مردم حسینی ایران ماست. در عاشورای سال گذشته باطن فتنه هویدا شد و مطالبه اساسی آنان آشکار گردید. پرده نفاق دریده شد و موضع حقیقی این جریان در برابر اسلام و نماد روشن آن «سیدالشهدا» تجلی کرد. رئوس فتنه هرگز آن را محکوم نکردند، بلکه لقب «مردان خداجو»!! نیز از سوی برخی به آنان اعطا شد! در آستانه سالگرد چنین واقعه ننگین و سیاهی، اقدامات پرسش‌انگیزی از سوی برخی مقامات قضایی انجام می‌گیرد که توجیه آن سخت و دشوار است. اجزای این ماجرا را یک بار با هم مرور کنیم:


1- در طول 18 ماه اخیر علاوه بر مقامات امنیتی، چندین بار دادستان کل کشور اعلام کرده است مهدی هاشمی تحت تعقیب قرار دارد. دادستان کل ضمناً سخنگوی قوه قضائیه می‌باشد. در عین حال به خاطر احتیاط قضایی باید گفته شود مقصود از مهدی هاشمی: «م» (بیست و هشتمین حرف الفبای فارسی) و «ه» (سی و یکمین حرف الفبای فارسی است) که به طور مشترک متهمند و از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی احضار شده‌اند!!
2- آقای (م.هـ) در حالی که در مأموریت اداری در انگلستان به سر می‌برد، به کرات از اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی، به دادگستری شکایت کرده است. وکیل ایشان که گویا وکالت‌نامه‌اش در دوبی امضا شده است، با قوت کار شکایت را پیگیری کرده است. نمی‌دانم تاکنون دامنه این شکایات به وزیر اطلاعات و دادستان کل و... رسیده است یا نه؟ لابد به اقتضای عدالت و بی‌طرفی قوه قضائیه اگر چنین شده باشد، این شکایات پیگیری خواهد شد! در این بخش قوه قضائیه به قانون عمل کرده است چرا که به شکایت شاکی صرفاً با حضور وکیل می‌توان رسیدگی کرد اما رسیدگی به اتهام متهم مستلزم حضور خود اوست. نوع اتهامات هم اگر از «حقوق‌الله» باشد که قابل رسیدگی غیابی نیز نیست، احتمالاً ماجرا از این نوع است.


3- یکی از این متهمان «روزنامه ایران» است که روزنامه دولت محسوب می‌شود که احتمالاً به عنوان نشر اکاذیب یا افترا تحت تعقیب قرار گرفته؛ هر چند دادستان او را غیرقابل تعقیب دانسته ولی به حکم دادگاه، جلب به دادرسی شده است. بالاخره رسیدگی به اتهامات به دادگاه مطبوعات ارجاع شده است. طبق اصل 168 قانون اساسی، رسیدگی به جرایم مطبوعات علی‌الاطلاق علنی است، یعنی استثنا ندارد. البته اتهامات علنی شده است. اگر اتهام افترا باشد و متهم به جرم افترا، موظف است مستندات اتهام خود را به دادگاه ارائه کند و دادگاه صالح در صورت ارائه مدارک و مستندات مربوط به افترا، باید اصل اتهامی را که به خاطر آن شاکی، شکایت کرده است، مورد رسیدگی قرار دهد، یعنی در بزه افترا، اگر مستندات قابل رسیدگی ارائه شد، شاکی تبدیل به متهم می‌شود، در صورت محکومیت، افترا منتفی است و در صورت برائت، شاکی محق و مشتکی‌عنه، به بزه افترا محکوم می‌گردد. نمی‌دانیم این شیوه مراعات شده است یا نه؟ اگر اتهام افترا بوده، شاکی هم که حضور ندارد و غیابی هم قابل محاکمه لابد نبوده است - با فرض این‌که اتهامات عمومی و حق‌الحکومه مشمول حکم حق‌الله در مجازات باشد - به‌رغم این امور بلافاصله بعد از دادگاه، دادستان انتشار دفاعیات متهم را هرچند با اراده خود متهم (مدیرمسئول) ممنوع و نشریات مربوط را قبل از انتشار به خاطر انتشار دفاعیه توقیف می‌کند تا پیشگیری از جرم نموده باشد. سؤالات جدی از همین منظر مطرح است. این سؤالات از جهات مختلف اهمیت دارد، ولی شاید مهمترین آن از منظر تکلیف عمومی مردم در ایفای مهمترین فریضه یعنی امر به معروف و نهی از منکر آن هم در مصداقی پراهمیت یعنی در موضوع فتنه است. فتنه‌ای که اساس نظام اسلامی را تهدید کرد، مقدسات را هتک نمود، خون‌های بی‌گناهی را ریخت، به آبروی انسان‌های واجب‌الحرمه صدمه زد، حریم عاشورا را شکست و... تکلیف ملت نسبت به تأمین نظر
رهبر معظم انقلاب که توجه به این واقعه را در عموم سخنرانی‌های خود در این دو سال تأکید کرده است و بینش و بصیرت و احساس مسئولیت عمومی را مطالبه می‌فرمایند، چه خواهد بود؟ اگر هر نکته‌ای گفته شود که به حاشیه پالتوی اصحاب فتنه (مقصود همان تریش قباست) برخورد، گوینده تحت فشار و تهدید و سانسور واقع شود، پس مسئولیت عمومی در این مهم چگونه باید ایفا شود؟ تضییقاتی که در این عرصه به‌وجود می‌آید، با تأکید بر اینکه در مثل مناقشه نیست و مثل عین ممثل نیست، انسان را به یاد تدبیر خلیفه اموی می‌اندازد. وقتی شاعر مدیحه‌سرایی قصیده‌ای غرا در مدح خلیفه سرود، صله خود را اجازه «شرب خمر» مطالبه کرد. خلیفه اموی که هم نمی‌خواست شاعر را برنجاند و هم دامنه رسوایی اجازه شرب خمر به عنوان خلیفه اسلامی قابل توجیه نبود، دستور داد اگر شاعر شرب خمر کرد و دستگیر شد، 80 ضربه حد شرعی بر او جاری کنند ولی به مأموری هم که او را جلب کرده، 70 ضربه شلاق بزنند!!


آیا مدیران عالی قضایی قبول ندارند که فتنه‌گران فسق‌بین و آشکار مرتکب شده‌اند؟ قبح اعمال آنان مشکوک و مبهم است؟ «منکر» بزرگی که مرتکب شده‌اند، آیا سکوت و بی‌تفاوتی را برمی‌تابد؟ قطعاً آنان در این مسئله و قبول قبح و پلیدی آن همراه هستند، ولی برخی از رفتارها یا از بی‌بصیرتی است یا فهم اشتباه از قانون است. نگویید همه باید به قانون عمل کنند چرا که این سخن بی‌تردید درست است و مشکلات عموماً از جایی بروز می‌کند که قانون درست و کامل اجرا نشود. در همین موضوع واقعاً پایه قانونی اقدام برای توقیف نشریه دولت به خاطر انتشار دفاعیه در دادگاه علنی که سرشار از اتهام به حروف الفبای فارسی است! آن هم رأساً با مداخله دادستان چیست؟ اگر مستند اقدام تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب- در امور کیفری- باشد، صرفنظر از شأن تصویب این ماده که آن را در واقع مقدمه تصویب تبصره 3 آن قرار داده‌اند تا جواز نشر و تشهیر به اصطلاح مفسدان اقتصادی را صادر کنند؛ آیا این تبصره در موضوع صادق است؟
تبصره 1 تصریح می‌کند: «رسانه‌ها می‌توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مکتوب تهیه کرده، بدون ذکر نام یا مشخصاتی که معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاکی و مشتکی عنه باشد منتشر نمایند. تخلف از حکم قسمت اخیر این تبصره در حکم افترا است.»
مقصود روشن قانونگذار، جلوگیری از افشای نام و هویت شاکی و مشتکی عنه است. حال اگر شاکی و مشتکی عنه خود بخواهند آنچه مربوط به آنان است را از سوی خود منتشر کنند، آیا مانعی وجود دارد؟ غرض این تبصره حفظ حرمت خود اصحاب دعوی است. وانگهی مسئله‌ای که قبلاً با همه مشخصات هویت هر دو طرف آشکار و علنی است و بارها مطرح شده است، حال اگر هر طرف حرف خود را با اراده خود کامل مطرح کند مشمول این ممنوعیت است؟


به نظر می‌رسد در جایی که قبلاً اسامی شاکی‌ یا مشتکی‌عنه اعلام شده و مسئله‌ای به صورت اجمال به آنان نسبت داده شده است و با نشر دفاعیه، تفصیل این اجمال مشخص شود تا آنچه مردم ناقص شنیده یا دانسته‌اند کامل شود، جلوگیری از نشر توضیحات کامل که رفع شبهات منتشره قبلی را دارد، نه تنها منطبق بر این تبصره نیست بلکه درست برخلاف منطوق و شأن تصویب آن است. آیا مقصود قانونگذار این بوده است که اشخاص متهم شوند ولی توضیح بیشتری در مورد دلایل و مدارک ارائه نشود؟
از سوی دیگر، واضح است اتهام افترا و آنچه در حکم آن است امری کاملاً شخصی است! ماده 727 قانون مجازات اسلامی به صراحت جرم موضوع ماده 697 قانون مجازات اسلامی (افترا) را جز با شکایت شاکی خصوصی قابل تعقیب نمی‌داند و تبصره ماده 188 جرمی را که افترا نیست در حکم افترا تلقی کرده که بدیهی است اهمیت آن کمتر از خود بزه افترا است. آیا پیگیری چنین اتهامی رأساً به وسیله دادستان آن‌هم با توقیف نشریه سازگار است؟ درحالی که تحمیل انتشار موضوعی یا جلوگیری از انتشار آن بر مطبوعات (سانسور) به صراحت قانون منع شده است و این از حقوق مسلم و آزادی‌های مصرح در نظام حقوقی ماست. آیا دادستان می‌تواند قبل از انتشار امری که با فرض جرم بودن پس از انتشار، حق خصوصی اشخاص محسوب می‌شود، به عنوان جلوگیری از جرم نشریه‌ای را توقیف کند؟ این گونه تفسیر موسع در اختیارات نانوشته دادستان که مغایر حقوق و آزادی‌های مسلم مطبوعات است آشکارا خلاف نصوص متعدد و هم مبانی حقوقی است! مگر این‌که نام بردن از کسانی که در «فتنه» نابخشودنی سال گذشته نقش داشته‌اند امری خلاف امنیت و نظم عمومی باشد که تصور آن بسیار دشوار است!


چنانچه اتکای دادستان بر قانون مطبوعات باشد مطابق بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات افترا به مقامات، نهادها، ارگان‌ها و هر یک از افراد کشور و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی که «حرمت شرعی» دارند، ممنوع است. صرف‌نظر از اینکه موضوع افترا یا حتی توهین تحقق یافته باشد، آیا کسانی که آشکارا امروز در دل دشمنان ملت پناه گرفته‌اند و روزهایی در کف خیابان‌ها اسلام، نظام اسلامی و حقوق ملت و امنیت عمومی مردم را هتک کرده‌اند و به همین اتهامات از سوی خود مدعی‌العموم تحت تعقیبند، «حرمت شرعی» دارند! و اگر این واژه هیچ بار معنایی حقوقی ندارد، چرا در قانون مطبوعات با این صراحت مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. البته بی‌تردید دادستان محترم تهران از جانبازان عزیز و حقوقدانان عالم و باتجربه و قاضی باسابقه‌ای است و ملتزم به نظام و ارزش‌های متعالی آن است و اگر از این حیث رفتاری مورد نقد باشد، به سنجش فعل بر‌می‌گردد و نه فاعل. چه بسا در شرایطی، فضایی تحمیل می‌‌شود که ممکن است امر غیر‌قانونی، قانونی جلوه‌گر شود و یا تدابیری در ذهن شکل گیرد که مصالحی را بر ذهن حاکم کند که در حقیقت خلاف مصالح باشد. خدمات ارزشمندی که در عرصه مبارزه با فتنه به وسیله قضات عالم و عادل و فداکار صورت گرفته، قابل تقدیر است، ولی اگر راه مبارزه قضایی و عادلانه را متقن تا آخر نپیماییم، پیچیدگی‌های فتنه ممکن است بر قضا سایه افکند و نجات از آن علاوه بر فهم حقوقی والا، تدبیر و درایت بسیار بالایی می‌طلبد. قضاوت سخت و دشوار است، ممکن است امر را چنان مشتبه کنند که «شریح» به «قتل حسین علیه‌السلام» حکم کند!! (آن شریح با بغض و کینه و چه بسا شریح‌های دیگر با جهل این چنین در دامی گرفتار شوند.) باید مراقبت کرد. البته دادستان وظایف سنگین حقوقی بر‌عهده دارد، ولی کار او قضا نیست و درایت و تدبیر در اعمال دقیق قانون در آن نقش عمده دارد. برای دادستان که هم او را می‌شناسم و هم بسیار دوست می‌دارم و در شرایط سختی این مسئولیت خطیر را عهده‌دار شده است، آرزوی توفیق دارم.


  • تعداد صفحات :109
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :